ايميل رمز عبور
عضويت

عزت نفس

شيوه هاي افزايش عزت نفس :
1- با خود مثبت حرف بزنيد .
صدايي در ذهن شما وجود دارد که مدام نجوا مي کند. اين صدا بخشي از عزت نفس شماو اغلب منفي است وجملاتي ازاين قبيل مي گويد،من خيلي چاق هستم يا من خسته ام.اين قيبل جملات بعداز مدتي درشما تأثيرمنفي ميگذاردومثلا شما احساس خستگي مي کنيد اما نکته جالب اين است که شمانمي توانيد نداي دروني خود را براي ايجادعزت نفس وساختن الگو هاي مؤفقيت،برنامه ريزي کنيد.شگردکار،استفاده ازعبارتهاوجمله هاي مثبت است.من خوشحال هستم ، من سالم هستم ، من معرکه ام ! چند تا از جمله هاي خوب وهمه منظوره هستند . اين جمله ها را بارها وبارها در ذهن خود با صداي بلند تکرار کنيد ،يا حتي آنها را بنويسيد .اهميت آن در اين است که اين جمله رابه زمان حال وباايمان بيان کنيد.هرگاه نداي دروني خودراشنيديدکه شروع به ايجاداحساس منفي درشمامي کندآن رامتوقف سازيدوجملة مثبتي رادرباره همان موضوع،جايگزين آن کنيد.اين شيوه راامتحان کنيدوآنگاه خواهيدديد که صحبت کردن باخود وسيلةسودمندي درايجاد وضعيت مثبت است.
2-شخصيت جديد خود را تجسم کنيد.
اين امر اساسا همانند اصل استفاده از جملات مثبت است ،با اين تفاوت که به جاي استفاده
از کلمات ،در اينجا از تصاوير استفاده مي‌شود. آيا مي‌خواهيد لاغرتر و سالمتر باشيد؟ خودتان را به اين صورت تجسم کنيد .آيا مي‌خواهيد ارتقاء شغلي پيداکنيد؟خودتان رادرنقش سمت جديدتجسم کنيد زماني را به تجسم خود اختصاص دهيد تا وارد جزئيات امرشويد وازشخصيت جديدخودلذت ببريدچنانچه اين تصويررا دايما\" ايجاد و تقويت کنيد،پذيرش رفتارهايي که آن راتحکيم مي کند آسانتر خواهد بود.
3-افرادي را بيابيد که بتوانيد از آنان چيزي بياموزيد .
واضح است که افرادبسياري وجوددارند که بامشکلات ومسايلي مانندمشکلات شما مواجه شده اندشمامي توانيد با الگو قرار دادن آنان ،چيزهاي زيادي بياموزيد .
4-به وادي هاي جديد قدم بگذاريد .
اغلب عزت نفس ما به سبب کوته بيني نسبت به زندگي،دچارافت ونزول مي شود هنگامي که برروي جنبة خاصي از زندگي بيش از حديابه حدي بسيار طولاني تمرکزمي کنيم،عمق نگري خودرااز دست مي دهيم.مسايل کوچک،بزرگ مي شوند و وقايع بسيار بيشتر از ارزش واقعي خود اهميت مي يابند آياچنين موردي براي شمانيزپيش آمده است؟اگراين طور است.پس وقت آن است که واردوادي جديدشويدمثلا مي توانيد به يک گشت سياحتي يا يک سفر ما جراجويانه برويد.
5- اهداف خود را تعيين کنيد .
افرادي که براي خوداهدافي روشن دقيق وقابل اندازه گيري تعيين مي کنند.آنچه را که مي خواهند به دست مي آورند.تعيين اهداف،بخش بسيارمهمي ازساختن عادات مثبت ودرنتيجه افزايش عزت نفس به شمار مي آيد..
6-اتفاقات ناخوشايندزندگي را بپذيريد.
مامي توانيم بيشترازآنچه فکرمي کنيم، زندگي خود را کنترل کنيم . با وجود اين مواردي هست که هيچ کنترلي نسبت به آنها نداريم و وقايع وامور نا خوشايند وظاهرا\" غير منصفانة بسياري در زندگي ما وجوددارد به عبارت ديگر ، گهگاه اين امور واتفاقات ضربه اي به ما وارد مي کند بروز اين اتفاقات به خواست و ارادة ما نبوده است وکاري براي ممانعت ازآنهانيزنمي توان انجام داد. پس بهتر است شانس واقبال را فراموش کنيد .اينکه زندگي چگونه بايد باشدرافراموش کنيدوآن راباهمين اتفاقات جاري وغير قابل پيش بيني بپذيريد .در واقع ،شما مي توانيد از لحظاتي که عزت نفس شما دچار افت ونزول مي گردد ، بهره جويي کنيدافسردگي وغم واندوه ونگراني ، همگي درشماايجادخودخوري مي کند.بنابراين مي توانيد آن رااصلاح کنيدوبراي زندگي خودبرنامه ريزي مجددي انجام دهيد.
7- باديگران مشورت کنيد.
گاهي اوقات ممکن است با مشکل بزرگ خاصي در زندگي خود مواجه شويد ، مانند ابتلا به بيماري خطرناک ، يا ممکن است دچار عادت مخربي مانند استفاده نادرست از داروها يا پرخوري شويد.دراين مواردکمک ديگران مي تواندکليدمشکل شماباشد.
8-بروسوسة عادات ناپسندخودغلبه کنيد.
عادتهاي ناپسند ،رفتارهاي ديرينه اي هستند که شما را به سمت خود مي کشند هنگامي که به سراغتان مي آيند . رهايي از آنها دشوار است و به راحتي شما را به اين نتيجه مي رسانند که ( نمي توانيد با اين حالت کنار بيايد) نکته اين است که مجبور نيستيد با آن کناربياييد وسوسة عادات ناپسند معمولا؛ کمتر از دو دقيقه طول مي کشد آنها شما را فريب مي دهند که تصور کنيد تا ابد دست از شما بر نمي دارند. بنابراين هر گاه هوس عادات ناپسند به سراغتان آمد. سعي نکنيد آن را ناديده بگيريد ، بلکه روي آن تمرکز کرده وبا اعتماد به نفس آن را تحمل کنيد.
9-سه هفته آن را امتحان کنيد .
سازگاري با عادت ها ورفتارهاي جديد مستلزم زمان است .معلوم شده است که هررفتار جديدي اگر به مدت سه هفته دنبال شود .احتمال زياد به صورت يک عادت دايمي در مي آيد .در ابتدا ، رفتار جديد ،غريب به نظر مي آيد ومستلزم تلاش آگاهانه است .اما بعداز سه هفته به صورت بخشي از وجودتان درمي آيد. اگر واقعا مصمم هستيد که تحولي ايجاد کنيد خود را وادار کنيد که با آن حداقل به مدت سه هفته زندگي کنيد .
10- باافراد مثبت انديش معاشرت کنيد.
سعي کنيدکه بيشتر در کنار افراد مثبت انديش باشيد : افرادي که نسبت به زندگي وپيشامدهاي آن اشتياق زيادي دارند . اين گونه افراد شمارا در پيشرفت وتعالي ياري مي کنند و متقابلا\" اين امکان را فراهم مي آورند که شما نيز آنان را در رشد وپيشرفتشان حمايت کنيد.اين امر، بخش بزرگي از فلسفة زندگي ودوستي است.
مراحل رهايي ازاحساس عزت نفس پايين
به اعتقاد روانشناسان اشخاص موفق کساني هستند که حقيقتا خود خودشانند و باطناً آزادند و وارسته . واشخاص ناموفق و شکست خورده کساني هستند که حقيقتاً منکر خويشتن خويش هستند و شادي و نيروي حاصله از درستکاري و صداقت نسبت به خود را نپذيرفته اند .
حال براي آنکه از احساس عزت نفس پايين که مانع از موفقيت در زندگي است رهايي يابيد و تحولي بزرگ در زندگي خويش ايجاد کنيد و از عزت نفس بالايي برخورددار گرديد ، به بيان روشهايي براي افزايش عزت نفس در سه مرحله مي پردازيم :
مرحله اول - عدم ارزيابي خود با ديگران:
هرگز خود را با ديگران ارزيابي نکنيد چرا که هر چقدر هم شما بخواهيد ارزيابي شما منطقي نيست .
اصول عدم ارزيابي خود با ديگران
ارزيابي منطقي از خود :
به دلايل زيرنمي توانيم ارزيابي منطقي ازخودمان بکنيم :
- ما نمي توانيم خود يا افراد ديگر را با يک مشخصه به طور منطقي مورد قضاوت قرار دهيم.
- در خيلي از مواقع انتقادها بر اساس تعصبات است .
- خصوصيات انساني بي همتا و تقريباً بي انتهاست .
- ميزان دقيقي براي اينکه چه کسي خوب و يا بد است ، وجود ندارد و کسي نمي تواند ادعا کند که مي تواندخصوصيات خوب ويا بد را به طور کامل تشخيص دهد.
احساس ضعف وکاستي هاي بشر:
واقعيت آن است که ما انسانها داراي ضعف هايي هستيم . به همين دليل به سادگي نمي توانيم آنچه را که دوست داريم ، انجام دهيم .مثلاً تعدادي از ما قوي هستيم، عده اي آشپز ماهري هستيم و… به هرحال اکثريت افراد نمي توانند در بيش از يک يا دو کار برجستگي و تبحر بسيار بالايي پيدا کنند .احساس شما در دستيابي به اهدافتان بسيار مهم است . بنابراين با اندکي تغيير احساس و نوعي ديگر مسئله را بررسي کردن ، متوجه تغيير در افکار خويش و به دنبال آن در رفتار خود خواهيد شد. و به اهداف منطقي خود خواهيد رسيد .
بي اطلاعي :
فقدان اطلاعات کافي نيز مي تواند عامل موثر براي موفقيت پايين باشد.اگر مي خواهيد خود را براي اشتباهات ببخشيد،بي اطلاعي دليل کاملاً قانع کننده اي است. به هر صورت ، سرزنش خود، عملي کاملاً مسخره است . البته اگر مايليد که خود را سرزنش کنيد و اين کار را درست مي دانيد ، خوب بکنيد . اما به نظر روانشناسان هرگز براي بد انجام دادن کاري که هيچگاه بهتر انجام دادنش را ياد نگرفته ايد. بي ارزش تصور کردن خودتان معنايي نداردوقابل تصور نيست.
آشفتگي :
آشفتگي خاطر و وضعيت زندگي خيلي از مواقع مانع از موفقيت مي شود. اصولاَ وقتي افراد بيشتر از خودشان متنفر مي شوند ، خطاهاي بيشتري را انجام مي دهند . چون نسبت به خود احساس بدي دارند و مي خواهند خود را بيشتر تنبيه نمايند، لذا اعمال غلط ديگري رانيزمرتکب ميشوند.
اصولاً وقتي ما عصباني ، افسرده ، ترسيده‌ايم و ياحسدورزي مي کنيم،به سادگي نمي توانيم آدمي با کفايت و با عملکردي مناسب باشيم پس بهتر است موقع مشکلات ، در رفع آن بکوشيم ، و با احساس گناه ناراحتي و اعمال خود تخريبي ديگر ، خودمان را در مشکلات بيشتري غوطه ور نسازيم
خودتان را بپذيريد:
خود پذيري بهترين راه حل است . بهترين کاري که مي توانيد براي صفات خوب و بد خود انجام دهيد ، اين است که اگر ميتوانيد آنها را تغيير دهيد و يا اينکه درحال حاضر و يا براي هميشه آنها را بپذيريد . پس بهتر است از حالا خود و ديگران را همانطور که هستند بپذيريد و هيچ گاه از خود و ديگران متنفر نباشيد وعشق ورزي تان هم نسبت به خودتان و ديگران متعادل باشد.
مرحله دوم - اعتماد داشتن
تا مي توانيد اعتماد رفتارتان را در زمينه هاي مختلف مثل اعتماد دوستي ، اعتماد کاري ، اعتماد فرهنگي و… بالا برده و افزايش دهيد براي اين امر لازم است که اصول انضباط رفتاري را نيز رعايت کنيد که اين اصول عبارتنداز:
1- کار را به تأخير نيندازيد :
سعي کنيد به نتايج بلند مدت و دير پا نسبت به منافع کوتاه مدت توجه بيشتري نمائيد . اگر هميشه مسّرت و خوشي فوري را بر لذّت به تأخير افتاده ، مقدم داريد ، احتمال اينکه در پايان فردي مفلوک و بيچاره باشيد .زياد است اين اصل از انضباط رفتاري از همه اصول ديگر مهمتر است و رعايت آن مي تواند انجام بقيه اصول را آسانتر کند.
2- صبر داشته باشيد و استمرار در کارها را پيشه کنيد:
انجام و استمرار کارها براي مدت طولاني دومين تکنيک اساسي به سوي موفقيت است ريشه اين مشکل بي صبري و ناشکيبايي است . يادگيري هر مهارتي ، مدت زمان زيادي را مي طلبد و بايد براي هر کاري که انجام مي دهيد به اندازه اي که نيازدارد ، زمان بگذاريد.
3- گامهاي کوچک و استوار امروز ، پايه گذار فردائي روشن :
کامل بودن هر کار ، بستگي به اندازه آن کار دارد . معمولاً کارهاي کوچک در زماني کم مطرح و به انجام مي رسند و کارهاي بزرگ در زماني دراز . پس بهتر است کارها را به اندازه هاي مورد نياز تجزيه و کوچک کنيد ، تا از انجام ندادنش پرهيز نمائيد زيرا تدريجي حرکت کردن به سوي هدف باعث کاهش تدريجي اضطراب و پريشاني است و آن سبب موفقيت در کارها مي شود.
4- از تجربيات گذشته درس بگيريد:
تجزيه و تحليل و توضيح برخي از اعمال و نتيجه گيري آنها در کنار بررسي دقيق نقاط ضعف و قوت يک رفتار نيز در پيشرفت يک فرد نقش اساسي دارد . و خيلي از مواقع سبب موفقيت مي شود.
5- پاداش و تنبيه :
در قبال کارهاي درست به خود پاداش دهيد و در قبال کارهاي نادرست خود را جريمه کنيد . براي اينکه همان اندازه که تقدير در انجام درست کار حائز اهميت است ، مواخذه براي انجام نادرست کار نيز مهم است تحقيقات نشان داده که خود تقديري در قبال کارهاي درست مي تواند رفتار را نيرومند سازد ، گفتار منفي آنرا تضعيف مي کند . و مانع از پيشرفت کارها مي شود.
مرحله سوم- برانگيختن احترام ديگران نسبت به خود:
براي آنکه احترام ديگران را نسبت به خود برانگيزيد ، بايد قاطعيت داشته باشيد . بدون مهارت قاطعيت تقريباً غير ممکن است که بتوانيد احساسات مطمئن خود پذيري داشته باشيد بنابراين يادگيري مهارت قاطعيت براي شما و هرفرد ديگري ضروري به نظر مي رسد . که عباتند از :
1- پرهيز از خشم :
اگر مي خواهيد که در امر قاطعيت پيشرفت نمائيد از عصباني شدن و خشم پرهيز کنيد . چون رفتار توأم با سياست ، تمايل افراد را به تسليم در مقابل شما افزايش مي دهد بالعکس در صورت پرخاشگري و داد و فرياد ، حس کينه توزي را افزايش مي دهيد .
2- پرهيز از احساس گناه :
از احساس گناه و تقصير به شدت بپرهيزيد چون که در احساس گناه فکر مي کنيد بي ارزش ،پست و افرادي بي خاصيت و دوست نداشتني هستيد ، چون ناشايست عمل کرده ايد . احساس گناه مي تواند سر منشاء بسياري از مشکلات رواني و شخصيتي باشد که در موارد وخيم تر منجر به خودکشي و افسردگي هاي شديد مي شود بنابراين بهتر است از احساس گناه و تقصير دوري کنيم .
3- پرهيز از دلسوزي زياد:
از دلسوزي و ترحم بي مورد و زياد براي ديگران بپرهيزيد نکته مهمي که مردم آنرا در نظر نمي گيرند، اين است که توجه به مردم لطف کردن نسبت به آنان و رفتار خوبي با آنها داشتن کار خوبي است که همه بر روي آن تاکيد دارند و ديگران را نسبت به اين کار تشويق مي کنند. اما توجه بيش از اندازه و غير معقول مسئله ديگري است که بايد بررسي شود، و از آن جلوگيري به عمل آورد.
4- نترسيدن از تاييد نشدن:
از تأييد نشدن ترس نداشته باشيد . شايد بدون اغراق بايد گفت که يکي از بزرگترين ترسهاي رايج در ميان عامه مردم، ترس از تأييد نشدن است همه ما مي خواهيم که مورد تأييد ديگران قرار بگيريم و آنها ما را بپذيرند ، که البته امري مطلوب است . اما اينکه فکر کنيد براي تأييد گرفتن از آنها بايد هر کاري که مي خواهند انجام دهيد و آنگونه که مي خواهند تفکر و رفتار کنيد فکري نادرست و نقض کامل قاطعيت و استقلال است .
بنابراين با بکار بردن گامهاي ذکر شده مي توانيد از احساس عزت نفس پايين رهايي يابيد . و تحولي بزرگ در زندگي خويش ايجاد کنيد و از عزت نفس بالايي ‹ سلامت رواني › برخوردار گرديد پس با داشتن عزت نفس بالا مي توانيد بر اضطراب و افسردگي و ناراحتي هاي روحي خود غلبه کنيد و به طور کلي داراي شخصيت سالم و موفقي باشيد.
روش هاي تربيتي موثر بر عزت نفس
1- روش هاي ابراز توانايي ها:
2- روش تغافل:
1- روش هاي ابراز توانايي ها: اين روش بر اين فرض استوار است که هر گاه انسان در سايه شرافت خود در در عرصه هاي گوناگون حيات توانا ببيند و بيابد که کاري از دستش بر مي آيد احساس عزت و سربلندي خواهدکرد و هر گاه ببيند که در انجام کارهاي مربوط به خود ناتوان است احساس سرافکندگي و ذلت خواهد داشت. پس لازمست امکانات و زمينه عزت نفس در فرد ايجاد شود. اين زمينه عزت که مي شود آن را \"احساس عزت\" نيز ناميد بايد به عزت واقعي برسد زيرا احساس عزت مطلوبيت تمام ندارد و بايد در مسير خود عزت قرار گيرد تا از لغزيدن در ورطه خودبيني مصون بماند. خود بيني آفتي است که براي فرد ايجاد مي شود که مظهر توانايي هاي مختلف قرار گرفته و توسط والدين يا مربيان براي توانايي هايش مورد تاييد واقع شده است.


2-روش تغافل : بروز ضعف ها موجب زايل شدن عزت نفس مي شود. پس اختفاي آن موجب حفظ عزت مي شود در مورد خطاي فرد اگر احتمال مي دهيم که موجب گناه و تقصير شده در فقه اسلامي نبايد اعتنا کنيم چه برسد به تجسس در آن و لذا اسلام آن را نهي مي کند تا عزت افراد باقي بماند. اما اگر يقين حاصل شد که فرد خطا کرده زمان تغافل زماني صادق است که فرد گمان مي کند خطايش را مخفي نگه داشته و اگر هم آشکارشده آن را با توجيه هاي نادرست خود مي پوشاند. لذا در اينجا هم لازم است به توجيهات فرد گردن نهاد گر چه به عدم صحت آنها واقع هستيم. تغافل علاوه بر اينکه نشانه بلاهت و ساده لوحي مربي نيست مايه بزرگواري او نيز هست. خطرناک ترين لحظه در تربيت زماني است که فرد خود را از فروپوشيدن خطاي خود بي نياز ببيند و پرده حيا و عفت را پاره کند \"عظموا اقدارکم بالتغافل عن الدتي من الامور\": قدر و منزلت خويش را از طريق تغافل نسبت به امور پيش پا افتاده بزرگ داريد (فلسفي، 1356، ص 224).

عزت نفس و کودکان
در دوره کودکي که از مهمترين دوره هاي زندگاني بشر است گذشته از زمينه ارثي، محيط نقش بسزايي در تربيت کودک دارد و نخستين محيطي که کودک در آن زندگي را آغاز مي کند، خانواده است. والدين به خصوص مادر نقش به سزايي در تربيت کودک دارند از ديد اسلام کودکان بر اساس فطرت پاک خود زمينه پذيرش خير، نيکي و تربيت اسلامي شکوفا کردن زمينه هاي فطري کودکان مي باشد و هر گونه انجراف از فطرت بر اساس تقصير يا قصور والدين صورت مي گيرد. \"کل مولد يولد علي الفطره حتي يکون ابواه يهودانه و ينصرانه و يمجسانه[1]\" هر فرزندي بر اساس فطرت سليم اسلامي زاده مي شود و اين پدر ومادرند که او را به يهوديت، نصرانيت و مجوسيت سوق مي دهند. فرزندان در ديدگاه اسلام حقوقي دارند که پدر و مادر بايستي آنها را مراعات کنند مانند حق تربيت، نام نيکو و ....
روش هاي ايجاد کرامت در کودکان:
1- ناميدن کودک به اسامي نيکو: پيامبر اکرم (ص) فرمود: \"يا علي حق الولد علي والده ان يحسن اسمه و ادبه\" ياعلي انتخاب اسم خوب و ادب حقي است که هر فرزند به پدر خود دارد.
2- احترام به کودک: در جامع الاخبار آمده است \"اذا سميع الولد فاکر مواله واوسعواله في امجالس و لا تقبحو اله وجها\" وقتي که نام فرزندان را مي بريد او را گرامي بداريد و جاي نشستن را براي او توسعه دهيد و نسبت به او روترش نکنيد . پيامبر در اين حديث موضوع احترام فرزندان را به اولياء گوشزد مي کند زيرا کودکي که مورد بي اعتنايي و توهين ديگران قرار گيرد دچار حس حقارت و خود کم بيني مي شود تمام افراد انساني از توهين و هتک حرمت و زايل شدن شخصيت هود ناراحت مي شوند انسان تمنا و آرزوي احترام دارد و اگر براي او اهميتي قايل نشود دچار ناراحتي هاي رواني نظير حقارت مي شود و اين عارضه در کودکان که عاطفي تر و حساس تر هستند به شکل بارزتري نمود پيدا مي کند راجرز احترام بدون شرط به کودکان را اساس تشکيل عزت نفس در آنان مي داند (شاملو، 1378، ص 114).
3- محبت و ترحم به کودکان: نياز به دوست داشتن از نيازهاي رواني کودک است دوست داشتن يعني قبول او به عنوان يک انسان ارزشمند نزد والدين، و اين قبول داشت به عزت نفس منجر مي شود. از جمله اموري که محبت به کودکان را مي رساند و بوسيدن آنهاست. ترحم به کودکان انجام وعده موجب احساس شخصيت در آنان مي شود چرا که به او اهميت داده و براي وعده هايي که به او داده شده اهميت قايل شدن براي تو را مي رساند و اين مساله در پرورش عزت نفس او موثر است.
4- عدم تحميل بي جا به کودک: اگر انتظارات والدين ما فوق طاقت کودکان باشد و بر آنان تحميل شود، عزت نفس آنان کاهش مي يابد زيرا در مقابل کاري که خارج از اتوان اوست دچار شکست شده و به دنبال اين شکست عزت نفس او کاهش مي يابد و بايد کودک را به عنوان يک کودک پذيرفت، بر توانايي هاي او ارج نهاد و از آنچه در توان او نيست صرف نظر کرد تا او به سرکشي، دروغ و .... که از پيامدهاي ذلت نفس است دچار نشود.
5- عدم تنبيه به خصوص تنبيه بدني: انسان جايز الخطاست و کودک به دليل رشد عقلي کافي، نداشتن تجربه و محدود بودن ميزان يادگيري هايش دچار خطاي بيشتري مي شود. اسلام با نهي از تنبيه به خصوص تنبيه بدني راه را براي بروز احساس حقارت مي بندد.
علي (ع) فرمود: \"لا تضربه و اهجره و لا تطل\" فرزندت را مزن و براي ادب کردنش از او قهر کن ولي مواظب باش قهرت طولاني نشود و زود آشتي کن.
6- رعايت مساوات و عدم تبعيض بين کودکان: اگر بچه ها خلاف اين را احساس کنند يعني پدر و مادر در بذل توجه، مساوات را رعايت نکنند از يک طريف موجبات حسادت و کينه را از طرفي باعث مي شود و از طرفي باعث حقارت و ذلت را فراهم مي سازند. پيامبر اکرم (ص) مي فرمود: \"اعدادا بين اولادکم کما تحبون ان يعدلوا بينکم في البر و اللطف\" ميان فرزندان به عدالت رفتار کنيد همان طور که دوست داريد در نيکي و لطف نيز بين شما به عدالت رفتار شود.
7- سلام کردن به کودکان: پيامبر اکرم (ص) خود هميشه به کودکان سلام مي کرد زيرا اين امر موجب ارزش گذاري به کودکان و بالا بردن عزت نفس در آنان مي گردد.
1. سفينه البحار- جلد 2- ص 373
2. وسائل اشيعه- ج 5- ص 115
3. جامع الاخبار- ص 124
4. بحار النوار- ج 23- ص 114
5. محجه البيضاء- ج 2- ص 64
عزت نفس از ديدگاه اسلام
نفس در اصل به معني ذات است و در فرهنگ لغات فارسي معاني متفاوتي دارد مانند 1- خون 2-تن و جسد 3- شخص انسان، ذات و .... 4- حقيقت هر شي 5- روح و روان صدر المتالهين شيرازي در تعريف نفس مي گويد:
نفس جوهري است که ذاتاً مستقل بوده و فعلاً به اجساد و اجسام متعلق است. در اسلام و متون اسلامي واژه \"عزت نفس\" با بيان گوناگوني آمده است ولي در حقيقت مفهوم واحدي را بيان مي نمايد واژه هايي مانند کرامت نفس، احترام نفس، هويت نفس، نفاست نفس و شرافت نفس به تکرار در روايات و احاديث ديده مي شود (مطهري، 1366، ص 142).
قرآن کريم از نفس به عنوان بزرگترين سرمايه آدمي ياد مي کند و نفس را آنقدر ارزشمند مي داند که
اگر معامله اي صورت گيرد، جز با پروردگار عالم اين معامله نيست. به عبارت ديگر، نفس آنقدر پر بهاست که نمي تواند مورد معامله قرار گيرد مگر در برابر خلاق جهان يعني دادن نفس و گرفتن چنانکه امام صادق (ع) مي فرمايد: \"انا من بالنفس النفسية البها\" (بهاي نفس گرانبها را پروردگارش قرار مي دهم).
نفاست نفس به همين معني است يعني روح انسان به منزله يک شيء نفيس تلقس شده و اخلاق خوب به عنوان اشياء متناسب با اين شيء نفيس و اخلاق رذيله به عنوان اشياء نامتناسب با اين شيء نفيس که آن را از ارزش مي اندازد. اسلام مي گويد يک شيء با ارزش که با ارزش ترين چيزها است در شماست و
آن همان روح ملکوتي شما است. مواظب باشيد اين روح ملکوتي را از دست ندهيد يا آلوده نکنيد زيرا بسيار با ارزش و نفيس است. امير المومنين علي (ع) در نامه اي خطاب به اما حسن (ع) که در نهج البلاغه
آمده است مي فرمايد:
\"اکرم نفسک عن کل دنيه\" (نفس خويش را از هر پستي، بزرگ و برتر بدار) (مطهري، 1366، ص 182).
از ديدگاه قرآن، انسان موجودي است که از فطرت الهي برخوردار است. فطرت مانند غريزه امري تکويني است يعني جزء سرشت انسان است و اکتسابي نيست، امري است که از غريزه آگاهانه تر است و مربوط به مسايلي مي شود که ما آنها را مسايل انساني مي ناميم
خودپنداره و عزت نفس
روش‌هاي مختلفي براي انديشيدن دربارة «خود» وجود دارند. دو اصطلاح مهم که بيشتر از بقيه درباره «خود» افراد مورد استفاده قرار مي‌گيرند خودپنداره و عزت نفس هستند.
خودپنداره ازديدگاه، محققق معروف پيورکي به شرح زير است.
خود پنداره به مجموعه‌اي از يک سيستم پويا، سازماندهي شده و پيچيده درباره باورها، نگرش‌‌ها (attitudes) و ديدگاه‌هايي گفته مي‌‌شود که هر فردبه منظور دست‌يابي به يک قالب حقيقي در رابطه با موجوديت شخصي خويش ارايه مي‌دهد»
از طرف ديگر:
«عزت نفس» معمولاً به احساس ما و چگونگي ارج نهادن به خودمان اطلاق مي‌شود.
همچنين معني ديگر خودپنداره ايده‌هاي عمومي ما درباره خودمان اطلاق است وعزت نفس مي‌تواند به معيارهاي خاص از اجزاي متفاوت خودپنداره درمااطلاق شود.
فرانکن (1994) مي‌گويد:
تحقيقات بسياري وجود دارند که نشان مي‌دهد خودپنداره به عنوان اساس همه رفتارهاي برانگيخته شده مي‌باشد.
اين خودپنداره است که به «خود»هاي ممکنه در شخصيت هر فرد اشاره کرده و آنها را شناسايي مي‌کند و اين «خود»هاي ممکنه مي‌توانند انگيزش‌هاي لازم براي اعمال رفتارهاي مورد نياز در افرادرا خلق نمايند.
از ديدگاه فرانکن خودپنداره از اين طريق به عزت نقس مرتبط مي‌‌شود.
افرادي که داراي عزت نفس خوبي هستند، داراي يک خودپنداره به خوبي متمايز نيز مي‌باشند.
زماني که مردم خودشان را مي‌شناسند ميتوانند به حداکثر نتايج ممکنه دست يابند چونکه مي‌دانند چه کارهايي را مي‌توانند انجام دهند و از عدم توانايي خويش در انجام برخي از کارهاي ديگر آگاه هستند.
ما از طريق عمل کردن و سپس با مشاهده آنچه که انجام داده‌ايم و با مشاهده ديدگاههاي ديگران درباره علمکرد خود. خودپنداره خويش را گسترش داده و تثبيت مي‌نماييم.
ما آنچه را که انجام داده‌ايم و مي‌توانيم انجام دهيم را در مقايسه با انتظارات خود و انتظارات ديگران و مشخصات و کارآيي‌هاي ديگران مشاهده مي‌کنيم (جيمز 1890، بريگام 1986).
معني اين حرف اين است که خودپنداره امري تجريدي نمي‌باشد. بلکه در واکنش وتعامل با محيط و با مشاهده پي‌آمدهاي اين واکنش پايه‌ريزي مي‌شود. اين جنبه پويايي خود پنداره امري بسيار مهم است، چرا که مي‌گويد \"من مي‌توانم تغيير يافته و تطابق پيدا نمايم.\"
فرانکن مي‌گويد:
تحقيقات گسترده‌اي اذعان مي‌کنند که تغيير خودپنداره امري امکان‌پذير است.....
...... افزايش عزت نفس زماني رخ مي‌دهد که موقعيت‌ها بر طبق انتظارات فرد حاصل شوند....
منابع:
بريگام. 1986، روانشناسي اجتماعي، بوستون 1986
بيرند 1990، خودپنداره و پيشرفت تحصيلي...
فرانکن 1994، انگيزش اسان
گِيج و برلينر (1992) روانشناسي تعليم و تربيت......


اطلاعات تماس : تلفن : 11-66550410-021      ايميل : info@frsaba.com      پيام كوتاه : 09124339601

FRSABA.COM